خرید بک لینک

درباره سایت

misswish _ 52

امکانات وب

خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر ...

پ ن : چه کنیم دکتر؟! آدمینزاد به امید زندست :)

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:35

شاعر میگه: فَنِتَم، فَنِتَم، فن پیج هیکلتم. واقعی ها.

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:35

عشق، ما را دوست می دارد

من با تو رویایم را

در بیداری دنبال میگیرم

با من از روشنی حرف می زنی

و از انسان

که خویشاوند همه ی خداهاست

با تو من

دیگر در سحر رویاهایم تنها نیستم ...

عشق، ما را دوست می دارد :)

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:35

وقتی حواست نیست زیباترینی.

وقتی حواست هست فقط زیبایی.

حالا حواست هست؟

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:35

خیلی خوشحالم از اینکه

تو به دنیاااا اومدی ♥️

دنیا فهمید که تو انگاااار

نیمه ی گمشدمی تو ...

پ ن : اول اینجا نوشته بودم بعدش برات ایمیل کردم میخوام فقط تو بخونیش :)

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:35

جان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگردد

یک چیزهایی هم توی مهاجرت از دست می رود که چون به ظاهر بی اهمیت اند کسی راجع بعش صحبت نمی کند. مثل صدای بوق تاکسی برای سوار کردنت. مثل آدرس پرسیدن از یک غریبه به فارسی. مثل ربنا.

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

:) چقدر خوبه دوست داشتن. حقیقت داره.

یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن .. عخی :) :*

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

دو حبه قند می اندازم توی فنجان گل گاو زبان، به قول همان آقا یا خانم نویسنده ی نمیدانم اسمش چی، قیافه ی هاشم آقا عطار سرکوچه می آید جلوی چشمام که توی گونی گل گاو زبان یه تیکه مقوا فرو کرده که ((برای رف

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

آدم به چه چیزهایی عادت می کند :)

به تلفن بعد از خواب صبح. به دیدن تصویر تو، توی یک قاب ۶ اینچی. به پور کانکشن. شاید باور نکنی. این سه روز صبحانه یک چایی خالی خوردم. آدم به چه چیزهایی عادت می کند.

مرد را دردی اگر باشد خوش است. نقطه.

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

دوستت دارم نازنینم. توی همین روزهای عجیب زندگی دوستت دارم. که همه ی روزهای زندگی کوتاه آدمی عجیب است. دوستت دارم. ممنون آمدی. ممنون پیدا شدی. ممنون درمانم کردی. ممنون ایستادی. ممنون یادم آوردی آدم های

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

خوابیدیم توو دلِ هم :) لای ملافه های سفید... با همه ی وجودم غرق میشم توو گرمای تختی که من و تو باعثشیم، لبامو آروم نزدیک صورتت میکنم، گردنتو میبوسم :) میخندم... از اون خنده خریا، توو دلم میگم دژاوووو.

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

یه جوری بغلم کن که انگار هشت ماهه همو بغل نکردیم.

#این_نیز_بگذرد

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

در زبان فرانسه واژهای هست به اسم «لیفون سیسیته» که در واقع به انسانی میگن که از شدت دلتنگی توان هر حرکتی رو از دست میده ... امروز به چشم من روز مهمیه، 28 نوامبر، بالاخره تموم شد، به نظرم این فقط هشت

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

صفحه بندی